در تنكابن دار جماز نامند . « 2 » بسفايج ، بسپايك : گياهى پاپا و داراى ريزوم افقى به ضخامت انگشت گوشتواره و پوشيده از فلسهاى نازك و متعدد به رنگ خرمائى است . قسمت مورد استفاده اين سرخس ريزوم آن است كه پس از خشك شدن به صورت قطعات داراى برجستگى بقاياى برگ و خارهاى كوتاه بقاياى ريشه ، در معرض استفاده قرار مىگيرد . بسفايج :
poly podium vulgare linn
انگليسى :
common polypodo
فرانسوى :
polypode de chene
در ايران و اروپا حاصل مىشود در بازار هندى آن را بسفائج مىگويند . اين گياه را ديوسقوريدُس و
theophrastus
ملين و مستعمل نوشتهاند ديسقوريدوس آن را خارج كننده صفرا و بلغم نوشته است . پلينى آن را به نام
filicula
گياه طبى معرفى كرده است .
ذائقه آن شيرين است و آن در دل سنگهاى كوه و داخل درخت مىرويد .
اين ماده در طب هندى نيست اين گياه از خانواده
filices
است و آن را به نام
fern
ذكر مىكنند يكى از اين نوع گياه به نام
polydodium quercifolium
است كه آن را در انگليسى عمومى :
oakleaved poly pody
مىگويند نوع محلى در شرق هند پيدا مىشود . ريشه كلفت ابريشمى آن بر درختهاى مرده يا خشك شده ديده مىشود . و بهترين نوع آن نيز درخت رجل العراب است كه در دارو استعمال مىشود و براى تب ، سرفه و سوء هضم استعمال مىشود . « 1 »
تركيبات شيميايى :
ريزوم آن داراى تانن موسيلاژ ، مواد رزينى ، مواد آلبومينو اسيدى ، آميدون مانيت ، قند و روغن به مقدار 8 % ، گلوكزيدى به نام پلى پودين
polypodine
با اثر مسهلى به
هامش
( 2 ) - فرهنگ داروها و واژههاى دشوار ، دكتر منوچهر اميرى ، ص 59 .
( 1 ) - فارماكوگرافيا ، ج 11 ، ص 621 .