* بسفايج
تعريف :
گياهى است پايا و داراى ريزوم افقى به ضخامت انگشت ، گوشتدار و پوشيده از فلسهاى نازك و متعدد به رنگ خرمائى است .
قسمت مورد استفاده اين گياه ، ريزوم آن است كه پس از خشك شدن ، به صورت قطعات داراى برجستگى ( بقاياى برگ ) و خارهاى كوتاه ( بقاياى ريشه ) در معرض استفاده قرار مىگيرد .
اين گياه به حالت خودرو در جنگلها ، روى ديوارها و پاى درختان غالب نواحى اروپا و در ايران مىرويد . تكثير آن به وسيله قطعات ريزوم ، در زمينهاى سبك ، ماسهاى و در سايه صورت مىگيرد .
معرب بست پايه است و در لغت بربرى : بشنان . يونانى : بوبوخوديون ، يويوذيون ، قولودين ، قولوفوديون ، قمى . سريانى : قولوفندرون ، قولوس . مصرى : اشتيون . عربى :
اخراس الكلب ، كثير الارجل ، ثاقب الحجر ، نشميز ، عام مصر آن را اشتران مىگويند .
هندى : كهنگالى . انگليسى :
polypody .
لاتينى :
polypodium
. يك نوع نبات است كه برابر مارمولك مىباشد . « 1 » بسفايج در كتب فارسى « بسفايج » و « بسپايك » و در كتب طب سنتى با نام محلى « بسفايج » ، « ثاقب الحجه » و نيز « اضراس الكلب » آمده است در بازارهاى هند نيز بسفايج گويند . بسفايج از نظر طبيعت طبق راى حكماى طب سنتى گرم و خشك است و در مورد خواص آن معتقدند كه مسهل است و براى ازدياد ترشح صفرا موثر مىباشد . بسفايج بيخى است مايل به سياهى و باريك و گرهدار و از هر گرهى ريشهها بر آمده و اندرونش سبز و نبات آن بى ساق و يك شاخ برگدار شبيه به بال مليور و مانند گياه سرخس و به قدر يك شبرو از ميان شاخههاى درختان و از بيخ اشجار مىرويد و
هامش
( 1 ) - لاثانى لغات الادوية ، ص 42 .