تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى ) — صفحة 440

مساهمون:

ص٤٤٠

بعضىها گفته‌اند بزاق القمر كه در يونانى بنام سالينتس است . « 3 » در ج 1 ص 98 همين كتاب بنام بصاق القمر آمده است . حجر القمر چند گونه است رنگش غبارى است و لكن در وقت بالا آمدن ماه سفيد و شفاف مىشود سرد دو درجه و تر يك درجه به عربى : بزاق القمر ، زبد القمر ، بصاق القمر ، مهر . فارسى : دُر نجف . يونانى : سمالينطس ، اقروساليس . سنسكرت : چندر كانت ، سوم مهتى ، ستاشماچاندر . سنگ سفيد به تيرگى است خفيف و سفاف ، نقره را جذب مىكند و تيرگى آن در روشنايى ماه بر طرف مىشود و سفيد كامل ديده مىشود « 1 »

روايت :

احمد بن حماد مىگويد : امام باقر عليه السلام بخور مريم را براى كنيز خود توصيف كرد و فرمود : آن بر هر چيز روانى از تماس شيطان و فاسد شدن عقل و افتادن بر زمين و غير اينها نافع و آزمايش شده به اجازه خداوند است . امام فرمود : كندر ، سندروس ، بزاق فم ، كورسندى ، قشورحنظل ( پوست هندوانه ابوجهل ) ، حزاء بيابانى ، كبريت ابيض ( گوگرد سفيد ) ، كسره داخل مقل ، سعد يمانى ، مرزياد و شعر قنفذ كه با قطره‌اى از قطران شامى آلوده شود در يك جا جمع شده ، بخور قرار داده شود كه ان‌شاءالله سود مىبخشد . « 2 »

خواص :

جهت صرع از طريق خوراك و سعوط استفاده مىشود و همين طور خفقان و خونريزى را نافع و مضر كليه است و مصلحش صمغ مغيلان و شربت آن يك عدس است . مضر : براى امراض گرده . مصلح : صمغ عربى . بدلش : پارسى پبپل است . نفع خاص :
هامش
( 3 ) - ابن البيطار ، جزء دوم ، ص 8 .
( 1 ) - لاثانى لغات الادويه ، ص 94 .
( 2 ) - طب الائمه ، ص 112 .
دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى ) — صفحة 440 | مصطفى النوراني الاردبيلي