استخراج مىشود . اين روغن اگر جامد گردد ، مثل كره مىشود ، و از درخت آن نوعى صمغ در مىآيد . « 1 » بادام شيرين : عربى لوز الحلو ، لوز المرء و سنسكرت : واتاد . بادام تلخ : واث ويزى . هندى : بدام ، ميحقا ، بدام كروا . درخت آن بزرگتر از درخت انار مىباشد . پوست آن سرخ و سياه مائل است . گل آن سفيد در داخل مثل زيره ( مشابه تخم زرد رنگ ) پر است . برگ آن پهن ، گرد و نرم است . بعد از كاشتن سه يا چهار سال ميوه مىدهد . ميوه آن پوست سبز آن مىباشد ، پوست خارجى ، پوست داخلى و پوست نازك خود بادام . بادام بريرى به عربى : لوز البريرى ، لوز الهرجان ، لوز السودان لوز الارجان ، بادام دشتى در شكل مشابه به چلقوزه است . بادام ديسى نوع هندى ، سنسكرت : چهدر بادام . لاتينى :
terminalia catapa
برگ آن پر شاخه مقابل هم ديگر است ، ميوه اول سبز و تلخ و بعد سرخ و شيرين
glucose , hydroeyanie acid
تحويل مىدهد . و از جوشيدن قوت
hydrolytic
از
emulsin
ضايع مىشود . ماده
amygdalin
علاوه بر بادام تلخ مقدارى در بادام شيرين هم موجود است . و نيز در درختهائى ديگر از خانواده :
amygdalaceae drupaceae pomaceae
موجود است . بادام : به عربى و در كتب طب سنتى « لَوْز » ناميده مىشود . ميوه درختى است كه درخت آن را به فارسى درخت بادام مىنامند . درخت بادام از درختان ميوه به بلندى 6 8 متر است .
فرانسوى
amandier
و لاتينى
amygdalus communis
.
درخت با گل و ميوه كه از فصيله و روپات نيز القرك مىنامند .
لوز استراليا
noisetier d australie , macadamia alternifolia
ميوهدار و براى خوشنمايى باغها كاشته مىشود .
هامش
( 1 ) - لاثانى لغات الادويه ، ص 31 .