تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 917

مساهمون:

ص٩١٧
ذيقعدة الحرام سال 1342 كه روز ولادت مولا و سيّد ما ابى الحسن على بن موسى الرضا صلوات اللَّه عليه است و در جوار قبر شريف او انجام شد . ( 1 ) در اينجا مناسب است براى تبرّك ، قصيدهء شريفه‌اى كه مشتمل بر حكم و مواعظ منيفه است و منسوب به آن حضرت است ذكر كنيم و اين مختصر را بدان ختم كنيم تا با مشك بر آن مهر نهاده باشيم و آن قصيده طبق نقل صاحب كتاب « جواهر الأدب » از حضرت رضا اين است :
شگفتا كه در ذات خود اين بشر * كشد دامن كبر در هر گذر نه پندى پذيرد نه گفتار خوش * چه مرده بود مست و رفته زهش به عصيان حق با وى اندر نبرد * عيان در نهانش نترسد چه مرد چه سختى كشد ناله را سر دهد * به عادت برآيد چه زان وارهد به مولا گرا و بجو راه حق * بجو عزّ خود را ز درگاه حق كتاب خدا خوان و رهياب شو * بشو پيرو شرع و حقياب شو بنه آز كار است ذلّ جوان * برد رونق از روى او بىگمان به نيرنگ در جلب بهره مكوش * ز فوتش تو اى مرد بر خود مجوش گر امروز رفته است از دست تو * به فردا بيايد بپابست تو قضاى خدا در بشر حتمى است * نفوذش بهر حكم اندر پى است خدا ضامن رزق هر كس بود * كليد همه چيزش دريد بود به درمانده روزى رساند كلان * بسا زيركان بازدارد زنان چه مسكينت آيد مرانش ز در * خدا نهى از آن كرده‌اى خوش گهر چه تنگت شود صبر را پيشه كن * به رفعش خردمند انديشه كن