ز حنظل كه كارد ندارد اميد * كه شكر از آن ريشه گردد پديد
كسى كو كمك كار خود حق كند * خدايش شود پشت و نصرت كند
قناعت بكن آنچه را دادهات * بكن شكر مولاى آزادهات
به آزاده و حال او درنگر * به جائى نشانش كه باشد بخور
خدايش مبارك نسازد به كار * كه چون عقربش نيش باشد به كار
مجو از دغل خير و احسان پسر * كه باشد چه روباه بد حيلهگر
ز همسايه خيرى نيابى اگر * به عفت نباشى از او بهرهور
بشر خادم منعم است اى عمو * به دلخواه سازند خدمت به او
اگر زن بگيرى تو استاد باش * ز شاخ و بن او خبردار باش
[ 1 ] بكاو از پدر زن و احوال او * ز آل و تبار و ز احوال او
اگر مىكنى چاه كوتاه كن * بسا افتد اندر چهش چاه كن
حذر ز آه مظلوم در تيره شب * كه نفرين او را پذيراست رب
بويژه اگر دل به سوز آورد * به گريه شبش را به روز آورد
غريبى چه ديدى گرامى بدار * به آسايشش خوب همّت گمار
هر آن كس بخيل است در مال خود * نكوهش كنندش به اعمال خود
ستمكار را ظلم داده فريب * بگويش پى هر فرازى و نشيب
ز مردن گزيرى ندارد كسى * بناچار جامش تو سر مىكشى
هامش
[ 1 ] رسول خدا ( ص ) فرمود : اى مردم ، از سبزه روى خاشاك برحذر باشيد ، عرض شد : يا رسول اللَّه ، سبزه روى خاشاك چيست ؟ فرمود : زن زيبا در خاندان بد .