بعد از او نفس آورند بايد با ضاد تلفّظ شود و ظاء هم روا باشد ، و در مقتل گفتيم كه حسين ( ع ) او را به اهل كوفه رسول فرستاد و به چنگ ابن زياد افتاد و او را از كنگرهء قصر به زير انداختند و درگذشت ، چون خبر مرگش به حسين ( ع ) رسيد ، اشك در چشمانش گرديد و گريهء خود را بىاختيار سر داد و فرمود : « منهم من قضى نحبه و منهم من ينتظر و ما بدّلوا تبديلا » بار خدايا ، براى ما و آنها بهشت مقرّر فرما و ميان ما و آنها در قرارگاه رحمتت و ذخيرهگاه نهان ثوابت فراهم آور .
( 1 )
6 - موقع بن ثمامهء اسدى
: كه مقصود كميت از ( ابا موسى اسير مكبل ) او است مُوقع به واو و با قاف و عين بىنقطه بر وزن معظم ، در اصل لغت به معنى گرفتار محنت است و بعضى ادبا آن را چنين ضبط كردند و مشهور ( مرقع ) به راء بىنقطه است جاى واو ، و ثمامه با ثاء سه نقطهء مضموم و ميم بىتشديد ( بص ) مُوقع از كسانى است كه در كربلا با ديگران به حسين ( ع ) پيوست و شبانه با جمعى خود را به او رسانيد .
( 2 ) ابو مخنف گفته : مُوقع به خاك افتاد و خويشانش او را در بردند و به كوفه آوردند و پنهان كردند و ابن زياد فرستاد او را بكشند و جمعى از بنى اسد وساطت كردند تا از كشتن او درگذشت ولى او را زنجير كرد و به « زاره » فرستاد و بر اثر زخمهائى كه داشت ، بيمار بود و در « زاره » يك سال در زير زنجير ، بيمارى كشيد تا وفات كرد ( « زاره » تبعيدگاهى بوده است در « عمان » كه زياد و پسرش هر كه از اهل كوفه و بصره را مىخواستند ، به آنجا تبعيد و زندانى مىكردند ) . و