او حديث نقل كرده ، و شعبى [ 1 ] از او روايت آورده و پهلوانى دلاور بوده و در نبردها و فتوحات اسلاميّه نامدار است . انتهى . شهادت او را در « نفس المهموم » ذكر كرديم .
( 1 )
5 - قيس بن مسهر صيداوى
: كه در « بنى صيداء » مردى شريف بوده و شجاع و مخلص خاندان رسول ( ص ) ، و مقصود كميت از شيخ بنى صيداء ، او است ؛ « صيداء » خاندانى است از تيرهء بنى اسد و ( فاظ ) در شعر كميت به معنى ( مات ) است يعنى مُرد ، اگر
هامش
« تقريب » گفته : عمر بن سعد بن ابى وقّاص مدنى و نزيل كوفه است ، صدوق است ولى مردم او را دشمن داشتند براى آنكه فرماندهء قشونى بود كه حسين بن على ( ع ) را كشتند ، از طبقهء دوّم است و مختار در سال 65 يا پس از آن او را كشت و كسى كه او را از صحابه دانسته ، غلط رفته زيرا ابن معين معتقد است روز وفات عمر متولّد شده .
در « تقريب » گفته : طبقهء اولى ، صحابهاند با اختلاف درجاتى كه دارند و آنان كه فقط پيغمبر را ديدار كردند ، از ديگران جدا سازيم ؛ طبقهء دوّم : بزرگان تابعين باشند چون ابن مسيّب ؛ سوّم : طبقهء وسطاى تابعين چون حسن و ابن سيرين . . . الخ .
از كلام ابن حجر برآيد كه عمر بن سعد پيش او رديف سعيد بن مسيّب است كه ميان تابعين به دانش بسيار معروف است و يكى از هفت فقيه عصر خود است و بلكه افضل همه است و مرسلاتش در نهايت اعتبار است بلكه شافعيّه ، مرسلات او را به قوّت مرسلات ابن ابى عمير دانند ، نزد ما - زهى شريعت و ملّت زهى طريقت و كيش ! !
[ 1 ] شغبي ، به فتح اوّل و سكون دوّم ، ابو عمر و عامر بن شراحيل كوفى ، تابعى است ؛ ابن حجر ، او را موثّق داند ولى نزد ما مذموم است و مطعون .