تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 860

مساهمون:

ص٨٦٠
علم او است . انتهى . ( 1 ) من داستان شهادتش را در « نفس المهموم » آورده‌ام و در جلالت قدرش كافى است روايتى كه لوط بن يحيى ازدى از محمد بن قيس آورده است ، گويد : چون حبيب بن مظاهر كشته شد ، حسين ( ع ) شكسته شد و فرمود : نزد خدا ( نزد اين خ ب ) خود و حاميان اصحابم را به حساب مىگذارم ، و در اينجا است كه « ابصار العين » سروده است :
حسين ار خميده ز قتل حبيب * ز قتلش دل هر مسلمان طپيد يلى بود و بر كوه دشمن شتافت * به شمشير چون پنبه‌اش در شكافت ز انبوه لشكر نه باكش بدى * چه طوفان بر انبوه لشكر زدى به خونخواهى خويش برخاست او * سلف صف دشمن مىكاست او حبيب حسين على كشته شد * به خون نيكمردى در آغشته شد
( 2 )

داستان خواب مژده‌بخش جعفرى كاشف از جلالت حبيب در آستان مقدّس حسينى

يكى از گواهيهاى جلالت حبيب ، داستانى است كه شيخ اجلّ محدّث متبحّر نورى ( قدس سره ) در كتاب « دار السلام » حكايت كرده : گويد : عالم جليل و معظّم نبيل شيخ اعظم رفيع الشأن لامع البرهان ، كشّاف حقائق شريعت به بياناتى كه پيش از او انس و جن نديده‌اند ، ناموس عصر و فريد دهر ، بدر انوار شيخ المسلمين شيخ جعفر شوشترى المزيّن بوجوده المبارك في هذه السنة أرض الغري دام ظلّه گفت كه : چون از تحصيل علوم دينيّه