تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 838

مساهمون:

ص٨٣٨
وصف ليلة الهرير او گفته‌اند : يلى را نديد جز آنكه خونش ريخت و پهلوانى نه جز آنكه قدمش لرزاند ، هر كس قصد او كرد نابودش ساخت و هر ستمكارى ديد رشتهء عمرش گسيخت و پشيمانيش افزود و نديد جمع منافقين را جز آنكه پراكنده نمود و نه فرزندان گمراهى را جز آنكه از بنياد كند و چون پهلوانى مىكشت با تكبيرى اعلام مىفرمود و تكبيرات ليلة الهرير او را شمردند ، پانصد و بيست و سه بود كه نشانهء 523 كشتهء جهنّمى بودند ، و گفته‌اند : در آن شب از بس خون در آستين زرهش سرازير مىشد و سنگينى مىكرد ، چاك زره را گشوده بود ، و گفته‌اند : در روز ، كشتگان او شناخته شدند براى آنكه ضربتهاى او به يك روش بود ، هر كه را بر فرق زده بود از سر به پا دونيم كرده و هر كس را بر كمر زده بود دونيم متساوى كرده بود و گويا آنها را داغ نهادند ، ( 1 ) در غزوهء « حنين » كه اصحاب پيغمبر ( ص ) گريختند ، روايت شده است كه على ( ع ) با چند تن از بنى هاشم ايستادگى كرد و آن روز چهل مبارز را از سر تا بينى يا تا آلت مردى به دونيم كرده بود ، ضربتهاى او بكر بود يعنى كشنده بود و نياز به ضربت ديگر نداشت ، در « خيبر » به « مرحب » حمله كرد و به يك ضربت ، عمامه و كلاه‌خود و سر و حلق و زره را از پس و پيش شكافت تا او را به دونيم كرد ، و به هفتاد پهلوان حمله برد و آنها را نابود كرد و دو لشكر از كارش حيران شدند . ( 2 ) در « احد » چنان شمشير به كمر « صواب » پهلوان قريش نواخت كه نيمهء پائين او از كمر به زمين بر جا مانده بود و مسلمانان بدان نظر مىكردند و مىخنديدند ، سيّد حميرى در وصف نبردش سروده :
چو نگه پيكار نيزه باران شد * خيل گردان از آن گريزان شد