تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 769

مساهمون:

ص٧٦٩
برسانيد كه سرچشمه‌اى است و پشت به شهر كنيد و دهات و آبها و مواد خوراكى را در تصرّف آوريد ، از طرف ما خاطر جمع باشيد ، به خدا من هرگز جمعى گرامىتر از شما نديدم و اميدوارم بر آنها سبقت جوئيد و اگر با آنها در جنگ شديد ، در ميدان پهناور نجنگيد كه تير به هم اندازيد و نيزه بر هم زنيد ، چون آنها بيشتر از شمايند و مىترسم شما را محاصره كنند ، برابر آنها نايستيد تا شما را به خاك افكنند و در برابر آنها صف نكشيد چون شما پياده نظام نداريد و آنها با خود پيادگان دارند و سواره‌ها بايد يكديگر را حمايت كنند ، شما بايد دسته دسته و جوخه جوخه شويد و يك بار در ميان جناح راست و جناح چپ آنها پراكنده گرديد و هر دسته‌اى يك دستهء ديگر با خود داشته باشد و اگر يكى را محاصره كردند ، آن دسته كمكى آنها را نجات دهد و راحت باش دهد و بتوانند اين دو دسته به نفع يكديگر بالا و پائين شوند و اگر شما يك صف بايستيد و پيادگان بر شما حمله كنند و بخواهيد از صف خود دفاع كنيد صف مىشكند و شكست مىخوريد . ( 1 ) سپس با آنها وداع كرد و به همديگر دعا كردند و او را ستودند و با كوشش روانه شدند تا خود را به « عين الورده » رساندند و در غرب آن اردو زدند و پنج روز آسايش كردند و لشكر شام تا يك منزلى « عين الورده » رسيدند ، سليمان برخاست و آخرت را يادآور ياران خود كرد و آنها را بدان تشويق نمود و گفت : « اما بعد ، آن دشمنى كه شب و روز به دنبالش دويديد برابر شما رسيده ، شما در برخورد با او درست بجنگيد و پايدارى كنيد كه خدا با صابران است ، هيچ كس پشت به جنگ ندهد مگر طبق نقشهء جنگ يا
نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 769 | الشيخ عباس القمي / محمد باقر كمره اى