اى فاطمه برپاخيز با نالهء شورانگيز بنگر به بيابان بر هر اختر پرتوخيز يك مقبره در كوفه يك مقبره در يثرب يك مقبره اندر فخ رحمت به همه واجب در كرببلا بر نهر ، يك مقبرهء ديگر بر شط فرات آنها كردند ز خون بستر عطشان همه جان دادند در ملك و عراق اى كاش مىمردم از اين غم من پيش از آنكه شود فرداش نالم به خدا هر دم يادى كنم از آنها نوشيده ز جام غم نوميد ز درمانها تا آخر ابيات .
مىگويم : دعبل ، اشعار بسيارى در نوحه بر حسين ( ع ) سروده و اين ابيات از قصيدهء تائيّهء مشهور او است .
( 1 ) أبو الفرج در « اغانى » گويد : دعبل از شيعيان مشهور دوستدار على ( ع ) است و قصيدهء او كه مطلعش : مدارس آيات خلت من تلاوة مىباشد از بهترين شعر و مفاخر مديحهها است كه دربارهء اهل بيت ( ع ) گفته شده و آن را در خراسان براى على بن موسى الرضا ( ع ) برد و ده هزار درهم از سكههاى بنام خود و خلعتهائى كه جامهاى از تن خود با آنها بود ، به وى صله داد و اهل قم همان جامه را به سى هزار درهم خريدند و آن را نفروخت تا راه بر او زدند و آن را ربودند ، به آنها گفت : اين جامه را براى خدا مىخواهيد و بدون رضاى او بر آنها
نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 715
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٧١٥