تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 698

مساهمون:

ص٦٩٨
نباشى از صفا گر معتقد بر دين پيغمبر * شمارندت مسلمانان به كيش خويشتن كافر شوى رسوا ميان امت مرحومه در محشر * كشى شبگير اگر آه از جگر بر درگه داور نباشد آه شب‌گيرت را تأثير يعنى چه * در اين دنيا ز قيد غم اگر خود را رها خواهى بيايد آنچه از بهر تو مىخواهد خدا خواهى * دل خود را رضا هم بر قدر هم بر قضا خواهى بسان « اختر طوسى » مس قلب ار طلا خواهى * كنى در ناله كردن اينهمه تأخير يعنى چه شهى كاندر لب آب روان دلگير كشتندش * به ضرب تيغ و طعن رمح و صدمهء تير كشتندش به حكم زادهء مرجانهء بد شير كشتندش * اگر دانى كه اهل كوفه بىتقصير كشتندش ننالى از غم آن شاه بىتقصير يعنى چه * شهى كز انسى و جانى نبودى كس مثال او بدى دست خرد كوته ز دامان جلال او
نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 698 | الشيخ عباس القمي / محمد باقر كمره اى