تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 623

مساهمون:

ص٦٢٣
شما است ، فرشتگان براى تقرّب و بىتابى از فوت نصرت او گريستند و چون خروج كند ، انصار او باشند . ( 1 ) صفوان جمّال از امام ششم ( ع ) روايت كرده كه : در خدمت او از مدينه به مكه مىرفتيم ، در راه از آن حضرت پرسيدم : يا بن رسول اللَّه ، چرا شما را دل گرفته و اندوهناك و شكسته خاطر مىبينم ؟ فرمود : اگر آنچه من مىشنوم تو هم مىشنيدى ، ديگر از من پرسش نمىكردى ، گفتم : چه مىشنويد ؟ فرمود : زارى ملائكه را به درگاه خدا بر كشندگان امير المؤمنين ( ع ) و كشندگان حسين ( ع ) و نوحهء جنّيان و گريهء فرشتگانى كه اطراف اويند و بىتابى سخت آنها را ، كيست كه خوردن و نوشيدن و خواب بر او گوارا باشد . . . الخ . ( 2 ) در « بحار » از حسن بن سليمان به سندش از ابى معاويه ، از اعمش ، از امام ششم ، از پدرش ، از جدّش ( ع ) كه گويد : پيغمبر ( ص ) فرمود : شب معراج به آسمان پنجم رسيدم و صورت على بن ابى طالب را ديدم ، گفتم : حبيبى جبرئيل اين چه صورتى است ؟ گفت : اى محمد ( ص ) ملائكه مشتاق شدند كه به صورت على بنگرند ، عرض كردند : پروردگارا ، بنى آدم در دنياى خود بامداد و پسين از نظر بر على بن ابى طالب حبيب حبيب تو محمد و خليفهء او ، وصىّ و امين او بهره‌مند شوند ، ما را هم از صورت او بهره‌مند كن به اندازه‌اى كه اهل دنيا از او بهره‌مند مىشوند ، خدا براى آنها از نور قدس خود عز و جل صورتى آفريد و على ( ع ) شب و روز پيش آنها است ، او را زيارت كنند و بامداد و پسين بر او نگاه كنند ؛ ( 3 ) گويد : اعمش به من خبر داد از قول جعفر بن محمد ( ع ) ، از پدرش ( ع ) كه : چون ابن ملجم لعين بر سر على ( ع ) ضربت زد ، آن ضربت بر
نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 623 | الشيخ عباس القمي / محمد باقر كمره اى