قيام قائمند .
( 1 ) شيخ ابن قولويه از عبد الملك بن مقرن از امام ششم ( ع ) روايت كرده كه فرمود : چون ابى عبد اللَّه ( ع ) را زيارت كرديد جز خير نگوئيد ، زيرا فرشتگان شب و روز همراه شما با فرشتگان حائر حسينى برخورد كنند و با آنها دست دهند و از سختى گريه ، پاسخ آنها ندهند و انتظار برند تا زوال آفتاب يا سپيدهء دم و آنگاه با آنها سخن گويند و مطالبى راجع به آسمانها از آنها بپرسند ولى ميان اين دو وقت دم نزنند و از گريه و دعاء بازنايستند . . . الخ .
( 2 ) از حريز روايت شده كه : به ابى عبد اللَّه ( ع ) گفتم : قربانت ، چه اندازه عمر شما اهل بيت كم و مرگتان بهم نزديك است با اينكه اين خلق به شما محتاجند ؟
فرمود : هر كدام ما صحيفه داريم كه وظائف ما در آن درج است ، چون دستوراتى كه در آن است انجام داديم هر كدام مىداند كه مرگش رسيده و پيغمبر ( ص ) مىآيد او را به مرگش خبر مىدهد و بدانچه نزد خدا دارد خبر مىدهد و چون حسين ( ع ) صحيفهء خود را خواند و آنچه مىآيد و مىماند ، براى او شرح داده شد ، چيزهائى بجا بود و عمل نشده بود كه به قتال كوفيان بيرون شد و چون اين وظائف باقى مانده بود ، فرشتگان از خداى عز و جل درخواستند كه او را يارى كنند ، و به آنها اجازه داده شد و خود را آمادهء جنگ مىنمودند كه آن حضرت كشته شد و وقتى فرود آمدند كشته شده بود ، فرشتگان عرض كردند : پروردگارا ، به ما اجازهء نزول دادى و اجازهء يارى او را دادى ، ما فرود آمديم و جان او را گرفتى ؟ ! خدا وحى كرد كه : در قبّهء او بمانيد تا خروج كند و او را يارى كنيد و اكنون بر او و از دست رفتن نصرت او گريه كنيد ، امتياز نصرت و گريه بر او از آن
نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 622
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٦٢٢