تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
محمد بن مسلم گويد : به امام ششم عرض كردم : اين فيوضات از قِبَل حسين ( ع ) مىرسد ، خود او چه دارد ؟ فرمود : به راستى خداى تعالى او را به پيغمبر ملحق كرده و در درجه و مقام او است و اين آيه را خواند : ( ( و آن كسانى كه گرويدند و نژادشان در ايمان از آنها پيروى كردند نژادشان را به آنان ملحق كرديم ) ) [ 1 ] . ( 1 ) 23 - به سند متصل به شيخ افقه اجل ابى القاسم جعفر بن سعيد محقق حلّى ( ره ) ، از سيد جليل محمد بن عبد الله بن على بن زهره حسينى حلّى طاب ثراه ، از شيخ محدّثين رشيد الملّة و الدين محمد بن على بن شهر آشوب سروى ( ره ) ، از شيخ اجل احمد بن ابى طالب طبرسى ( ره ) در « احتجاج » ضمن يك حديث طولانى از سعد بن عبد اللَّه اشعرى ( ره ) در داستان شرفيابى او حضور امام مهدى ( ع ) و پرسشهاى از وى گويد : عرض كردم : به من گزارش بده از تأويل « كهيعص » ؛ فرمود : اين حروف ، رموز غيب است كه خدا بندهء خود زكريا را بدان مطلع كرد و براى محمد ( ص ) قصه گفت ، چون زكريا از پروردگارش خواست كه نام پنج تن را به او بياموزد ، جبرئيل آمد آنها را به او آموخت و زكريا هر وقت محمد و على و فاطمه و حسن را نام مىبرد دلش باز مىشد و اندوهش بر طرف مىگشت ، و چون نام حسين را مىبرد ، گريه گلويش را مىگرفت و گيج مىشد ؛ يك روز عرض كرد : معبود من ، مرا چه شده كه چون نام چهار تن را مىبرم به نام آنها از هموم خود ، تسلّى مىيابم و چون نام حسين را مىبرم اشكم مىريزد و
هامش
[ 1 ] سورهء طور ، آيهء 21 .
نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 64 | الشيخ عباس القمي / محمد باقر كمره اى