سپس سر از سجده برداشت و ريش و رويش غرق اشك ديدهاش بود ، گفتم : اى آقاى من ، اندوهت بسر نيايد و گريهات كم نشود ؟ فرمود : واى بر تو ، يعقوب پيغمبر بود و دوازده پسر داشت ، يكى از آنها را خدا از او غايب كرد ، موى سرش از اندوه ، سپيد و پشتش از غم خميد و ديد چشمش از گريه رفت با اينكه پسرش در دنيا زنده بود ، من پدر و برادر و هفده تن از كسان خود را به خاك افتاده و كشته ديدم ، چگونه اندوهم سرايد و گريهام كم آيد .
( 1 ) شيخ ابو جعفر طوسى به سند خود از خالد بن سديد روايت كرده كه : از امام ششم پرسيدم : مردى در مرگ پدر يا برادر و خويش خود جامه چاك زند ؟ فرمود :
باكى ندارد ، موسى بن عمران در مرگ برادرش هارون گريبان چاك زد ، پدر بر فرزند خود جامه ندرد و شوهر بر زن خود جامه ندرد ولى زن بر شوهر جامه درد . . . تا آنكه فرمود : فاطميات براى حسين ( ع ) گريبان دريدند و سيلى بر چهره زدند ، براى مانند او بايد سيلى بر چهره زد و گريبانها را دريد . ( 2 ) در « دعائم الاسلام » از امام صادق روايت كرده كه او يك سال شب و روز بر حسين ( ع ) گريه كرد و تا سه سال از روز شهادت ، به گريه ادامه داد ؛ ( 3 ) برقى ( ره ) روايت كرده كه : چون حسين ( ع ) كشته شد زنهاى بنى هاشم سياه پوشيدند و جبّهء عزا بر تن كردند و از گرما و سرما شكايتى نكردند و على بن الحسين ( ع ) بود كه خوراك ماتمدارى آنها را آماده مىكرد .
( 4 ) ثقة الاسلام كلينى ( برّد اللَّه مضجعه ) از امام ششم ( ع ) روايت كرده كه فرمود : چون حسين ( ع ) كشته شد ، يكى از زنانش عزا برپا كرد و گريست و زنها و خدمتكارها هم گريستند تا اشكشان تمام شد و ديد كه يكى از كنيزانش اشك
نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 603
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٦٠٣