تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 571

مساهمون:

ص٥٧١
حادثه را از خود بشوئى ، رأيت غلط است و روزگارت كوتاه و جمعيت تو متلاشى ، روزى كه منادى جار كشد : ألا لعنة اللَّه على الظالمين . حمد از آن پروردگار جهانيان است كه براى اول ما سعادت را ختم كرد با مغفرت و براى آخر ما شهادت را نصيب كرد با رحمت و از خدا خواستارم ثواب آنها را كامل كند و آن را فزونى دهد و جانشينى آنها را بر ما نيكو گرداند ، زيرا او مهربان است و دوست ، حسبنا اللَّه و نعم الوكيل » . [ رمز 110 ] اگر چه همهء اين نطق زينب كبرى ، خصوص در برابر يزيد ، شاهكار است و كرامت‌بار ، ولى مهمتر از همه ، قسمت آخر گفتار او است راجع به بقاء ديانت اسلام و روش حق امامت و بر باد شدن دستگاه حكومت يزيد و متلاشى شدن اين كشور پهناور اموى كه در آن روز ، فرمانرواى نيمهء معمورهء جهان بود و از مرزهاى چين تا اواسط افريقا را زير پرچم خود اداره مىكرد . يزيد در برابر اين نطق مفصل و پرمعناى زينب گفت : شيون از زنهاى داغديده پسند است مرگ چه بر زنهاى نوحه‌گر آسان است ( 1 ) مىگويم : در ضمن نامه‌اى كه ابن عباس به يزيد نوشت مندرج است كه
نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 571 | الشيخ عباس القمي / محمد باقر كمره اى