نه من از خندف ار كه نستانم * ز بنى احمد انتقام مرير
خطبهء زينب در مجلس يزيد لعين
( 1 ) راوى گويد : زينب دختر على بن ابى طالب ( ع ) برخاست و گفت :
« الحمد للَّه رب العالمين و صلّى اللَّه على رسوله و آله اجمعين ، صدق اللَّه سبحانه كذلك يقول : « سرانجام آنان كه بدكردارى كردند ، بد است چه كه آيات خدا را دروغ شمردند و بدان استهزاء ورزيدند » [ 1 ] ، به گمانت اى يزيد ، اكنون كه راههاى زمين و آفاق آسمان را بر ما بستى و مانند اسيران ما را راندى ، ما پيش خدا خوار شديم و تو گرامى شدى و براى اين است كه پيش خدا قدر و منزلتى دارى ، بينى بالا گرفتى و به گوشهء چشم نگاه مىكنى و شاد و خرّمى كه دنيا به تو رو آورده و امورت منظّم شده و اكنون ملك و سلطنت ما براى تو مصفّا گرديده ، يواش ، يواش گفتهء خداى عز و جل را فراموش كردى : « گمان نبرند آنچنان كسانى كه كافرند همانا بدانها مال داديم كه براى آنها بهتر باشد همانا به آنها مال داديم تا گناه بيفزايند و عذاب اليم از آن آنها باشد » [ 2 ] ؟
هامش
[ 1 ] سورهء روم ، آيهء 10 .
( 2 ) سورهء آل عمران ، آيهء 178 .