زبان ، مسلمان ؛ سر مباد بر تن آنان ، تشنه بود تا روحش نزد خود برگرفتى ، ستوده نهاد و پاكنژاد با مناقبى معروف و مذاهبى مشهور ، در راه تو از سرزنش و ملامت نهراسيد ؛ پروردگارا در خردسالى به اسلامش رهبرى كردى و در بزرگسالى مناقبش را ستودى ، هميشه اخلاصمند تو و رسولت بود صلوات تو بر او باد تا جانش را دريافتى و نسبت به دنيا زاهد بود نه حريص و نسبت به آخرت با رغبت بود و در راه تو جهاد كرد او را پسنديدى و برگزيدى و به راه راست رهبرى كردى .
( 1 ) اما بعد ، اى اهل كوفه ، اى اهل نيرنگ و دغل و تكبر ، ما خاندانى هستيم كه خداوند ما را به شما گرفتار كرده و شما را به ما آزمايش نموده ، گرفتارى ما را خوش داشته و علم به حقيقت و فهم آن را به ما گذاشته ، ما گنجور علم و خزينهء فهم او باشيم ، و حكمت او را بشناسيم و در بلاد زمينش حجت بندگانش مىباشيم ، به كرمش ما را گرامى داشته و به پيغمبرش ما را بر بسيارى از آفريدگانش برترى داده ، شما ما را تكذيب كرديد و به ما كفر ورزيديد و كشتار ما را حلال دانستيد و اموال ما را غارت كرديد ، گويا ما كفار ترك و كابل بوديم و ديروز بود كه جدّ ما را كشتيد و از تيغ شما خون ما خاندان مىبارد ، براى كينهء ديرينه ديدهء خود را روشن ساختيد و دل شاديد از گستاخى بر خدا و نيرنگى كه باختيد ، خود را به خونريزى و غارت اموال ما خوشدل نكنيد زيرا آنچه از مصيبتهاى بزرگ و كشتار
نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 511
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٥١١