چيزى نيست ، تملق گوئى كنيزان و كرشمهنوازى دشمنان را شيوهء خود كردهايد ، سبزه پهنزاريد يا زيور گورستان ، هلا چه بد براى خود پيش آورديد كه خدا بر شما خشم كرد و در عذاب ابد جا كرديد ، براى پدرم گريه كنيد ؟ ! ! آرى به خدا بايد گريه كنيد زيرا شما را همان گريه شايسته است ، پر بگرييد و كم بخنديد كه چنان آلودهء ننگ و گرفتار رسوائى آن هستيد كه هرگز نتوانيد آن را شست .
( 1 ) چگونه خون زادهء خاتم نبوت و معدن رسالت از خود بزدائيد كه سيّد جوانان اهل بهشت و ستاد نبرد و پناهگاه جمع شما بود ، براى شما جايگاه آرامش و سازش بود ، درد شما را درمان مىكرد و از پيشآمدهاى بد ، شما را نگهدارى مىكرد ، در ستيزهجوئى با هم به او مراجعه مىكرديد ، منطق درست شما به او تكيه داشت و او چراغ راه شما بود ، هلا چه بد براى خود پيش آورديد و چه بد بارى براى قيامت خود به دوش گرفتيد ؛ نابودى ، نابودى ، سرنگونى ، تلاشها بر باد رفت و دستها از كار ماند و معامله سرمايه را به باد داد ، در خشم خدا جا گرفتيد و سكهء خوارى و گدائى بر جبين شما زدند .
( 2 ) واى بر شما ، مىدانيد چه جگرگوشهاى از محمد ( ص ) پاره كرديد ؟ و چه پيمانى از او شكستيد ؟ و چه خاندان گرامى از او به بازار آورديد ؟ و چه پردهء حرمتى از او دريديد ؟ و چه خونى از او ريختيد ؟ چيز ناهنجارى آورديد كه بسا آسمانها از هم فرو ريزد و زمين بپاشد و كوهها با خاك يكسان شود به پيمانه روى زمين و
نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 503
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٥٠٣