تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 505

مساهمون:

ص٥٠٥
اخلاق فاسد و اسباب فساد در آن به وجه بليغى بيان شده است . اين خطبه كه در برابر دشمنان خونخوار از حنجرهء زنى اسير و گرفتار بيرون آمده است ، اگر از سردارى نيرومند و امپراطورى ارجمند هم بود مايهء بسى شگفت و خيره‌كننده خطيبان زيردست بود ، آن را جز با كرامت مقام شامخ ولايت زينب نتوان توجيه كرد . در قسمت اول خطبه ، سوء تأثير حكومت ستمكار معاويه را در مردم تشريح كرده و فرموده است چون حكومت ناحق و زور با نيروى خود بر بشر مسلّط شود ، چگونه سيرت فرشته مآب او را ديگرگون سازد و اين انسان شريف را در منجلاب اخلاق فاسد سرنگون كند ، خرد و ايمان او را بدزدد و او را در برابر انجام خدمتهاى نارواى خود به باد آفرين گيرد و لاف‌زن كند ، نشانه‌هاى رنگارنگ به سينهء او بياويزد و او را خودبين سازد ، ستايشهاى بىجاى او را بپذيرد و او را گزافه‌گو بار آورد ، خانمهاى زيبا به رخ او كشد و او را چاپلوس زنان هرزه كند ، ناز و كرشمهء آقائى خود را به او تحويل دهد و او را دشمن‌ستا نمايد ، سر و روى و زبانش خوش‌نما و فريبنده باشد ولى نهادش پليد و گنده ، بيرونش چون سيم پاك درخشان و درونش چون مردار گنديدهء بدبو و تيره و سرانجامش شكنجهء جاويدان و خشم حضرت يزدان .