گنجايش آسمانها ، عروس عمليات شما بىمو ، بىسابقه ، بدنما ، كور و زشت و كج خلق است ، عجب كنيد اگر كه آسمان خون بارد ؟ عذاب براى آخرت رسواكنندهتر است و آنان ياورى نجويند ؛ مهلت ، شما را سبكسر نكند ، زيرا كسى بر خداى عز و جل پيشدستى نتواند و خونخواهى از او فوت نشود ؛ نه ، هرگز پروردگارت براى ما و آنان در كمين است ، سپس اين شعرها را سرود :
چه گوئيد ار پيمبر از شما پرسيد اى ملت چه كارى از شما سر زد كه بوديد آخرين امت ؟ ! به اهل بيت و اولاد عزيزانم چهها آمد كه برخىشان اسير و جمع ديگر غرقه خونند و بىعزّت نبود اين مردم ار كردم وصيت با شما از دل كه بدرفتار با اولاد من باشيد و بىحرمت همىترسم كه آيد بر شما اى مردم كوفه عذابى ريشهكن چونان ارم ويران و در ذلّت سپس روى از آنان برتافت .
[ رمز 98 ] شرح اين خطبه را كتابى بزرگ در خور است ، بلاغت و شيوائى و شهامت و توانائى آن را جز با همين عبارت نتوان ادا كرد كه از زبان على ( ع ) درفشانى شده است ، گله و انتقاد و موعظه و ارشاد ، موشكافى
نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 504
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٥٠٤