تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 486

مساهمون:

ص٤٨٦
( 1 )

فصل وقائع عصر عاشوراء و فرستادن سرهاى مقدّس براى ابن زياد ملعون [ 1 ]

( ق د ف ) سپس عمر بن سعد سر حسين ( ع ) را همان روز عاشوراء با خولى بن يزيد اصبحى و حميد بن مسلم ازدى نزد عبيد اللَّه بن زياد فرستاد و سرهاى ياران و خاندان او را جمع‌آورى كرد و هفتاد و دو سر بود و به همراهى شمر بن ذى الجوشن و قيس بن اشعث و عمرو بن حجاج و عزرة بن قيس فرستاد و آنها را نزد ابن زياد آوردند . ( 2 ) طبرى گويد : خولى بن يزيد سر مقدّس حسين ( ع ) را به قصر دار الاماره برد و در را بسته ديد ، آن را به منزل خود برد و زير نقار رختشوئى نهاد ، دو زن داشت يكى اسديه بود و ديگرى حضرميه بنام نوار دختر مالك بن عقرب ، و آن شب ، نوبت حضرميه بود . ( 3 ) هشام گويد : پدرم از نوار دختر مالك نقل كرد كه خولى سر حسين ( ع ) را آورد و در حياط زير نقار رختشوئى گذارد و وارد اطاق شد و در بستر خود آرميد و من به او گفتم : چه خبر دارى ؟ گفت : ثروت عمرانه‌اى برايت آوردم ، اين سر
هامش
[ 1 ]چه از ميدان گردون چتر خورشيد * نگون چون رايت عباس گرديدتا آخر اشعار .