تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 481

مساهمون:

ص٤٨١
گرفت و گفت : از خدا شرم ندارى ؟ مىخواهى اين پسرك بيمار را بكشى ؟ ! ! شمر گفت : فرمان امير عبيد اللَّه است كه همهء فرزندان حسين را بكشند ، عمر در جلوگيرى خود اصرار كرد تا دست كشيد و دستور داد خيمه‌هاى اهل بيت مصطفى ( ص ) را آتش زدند . [ رمز 89 ] چون ارادهء الهى تعلّق گيرد ، عدو شود سبب خير ، گر خدا خواهد ؛ در قرآن مجيد هم به اين موضوع اشاره شده است كه : اگر خدا مردم را به دفاع از يكديگر نگمارد زمين تباه مىگردد ، در اينجا چون امام بيمار حجت پروردگار بود ، خداوند دشمنان اهل بيت را در برابر يكديگر به دفاع از او گماشت و او را به دست خود آنها نگهدارى كرد . چنانچه فرعون به دست خود ، حضرت موسى را پرورش داد و خدا مهر او را در دل وى نهاد و او را بر اين رنج پرورش و احسانى كه به حضرت موسى كرد ، هيچ پاداش معنوى نبود و بلكه بيشتر باعث زيان و خسار او است كه از فيوضات معنويه او نتوانست بهره گيرد و از دعوت حق نتيجه نگرفت و خود بيمارى امام چهارم ( ع ) هم يكى از اسباب حفظ او بود كه هم دفاع از او ساقط باشد و هم در چشم دشمن ناتوان آيد و بيمارى آن حضرت در روز عاشوراء بسيار سخت بوده و به نظر دشمن ، بهبودى او خصوص با اين گرفتارى بسيار ضعيف مىنموده است .