تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 440

مساهمون:

ص٤٤٠
الطفل الصغير ، يا من لا يحتاج الى التفسير ، صلّ على محمد و آل محمد ، و افعل بى كذا و كذا » . ( 1 ) مىگويم : دعاى ديگرى هم از آن حضرت در وقايع صبح عاشوراء ذكر شد و دعاء سومى هم در آن روز دارد كه شيخ الطائفه در اعمال روز سوم شعبان ذكر كرده ، گفته : سپس دعاى حسين ( ع ) را مىخوانى و آن دعاى روز كوثر آن حضرت است . ( 2 ) و در روايت كفعمى است آخرين دعاى روز عاشوراى حسين ( ع ) اين است : « اللَّهم انت متعالي المكان عظيم الجبروت . . . » تا آخر دعاء ؛ در « بحار » پس از ذكر مقتل پسر بچه‌اى كه از چادرها بيرون آمد ، گويد : حسين ( ع ) به سمت راست خود رو كرد ، مردى نديد و به سمت چپ نگريست ، كسى را نديد ، امام بيمار كه تاب برداشتن شمشير خود نداشت بيرون آمد و ام كلثوم دنبالش فرياد مىكرد : پسر جانم ، برگرد ، گفت : عمه جان ، بگذار جلوى پسر رسول خدا نبرد كنم ، حسين ( ع ) فرمود : ام كلثوم ! او را نگهدار تا مبادا زمين از نسل آل محمد تهى گردد . ( 3 )

ذكر مقتل كودك شيرخوار

مادرش رباب دختر امرء القيس بن عدى ، دختر هند الهنود است . سيّد ( ره ) گويد : چون حسين ( ع ) كشته‌هاى جوانان و دوستان خود را ديد و دل بر شهادت نهاد و فرياد زد : آيا كسى هست از حرم رسول خدا دفاع كند ؟