تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 436

مساهمون:

ص٤٣٦
را سپر او نمودند و تا حضرت ابا الفضل زنده بود ، لشكر را ياراى نزديك شدن به خيمه‌ها و تعرض به آن حضرت نبود و همه انتظار داشتند كه پرچم ابا الفضل سرنگون شود و راه آنها بازشود . در موضوع شهادت ابا الفضل هم جمع ميان روايات چنين است كه آن حضرت مأمور آب آوردن شد و امام مظلوم تا نزديك شريعهء فرات او را بدرقه كرد و لشكر هجوم آوردند و ابا الفضل صفها را شكافت و خود را به شريعه رسانيد و آب برداشت ، و امام در حدود خيام ، محافظت اهل حرم مىنمود و انتظار او را داشت تا آنكه لشكر حضرت ابا الفضل را محاصره كرد و به شرحى كه گذشت او را به شهادت رسانيد . ( 1 )

فصل در شهادت سيدنا ابا عبد اللَّه ( ع ) و در ضمن ، شهادت طفل شيرخوار و عبد اللَّه بن الحسن ( ع )

اين فصل است كه اشكها را روان و دلها را بريان و جگر مؤمنان را سوزان مىنمايد ، الى اللَّه المشتكى و به المستعان . در پاره‌اى مقاتل است كه چون حسين ( ع ) ديد هفتاد و دو تن ياران و خاندانش به روى خاك افتاده‌اند ، به خيمهء اهل حرم رو كرد و فرياد كشيد : اى