تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧
او تأثيرى نداشت و براى جنايت بىرحمانه‌اى اقدام كرد . ( 1 ) در روايتى ، حسين ( ع ) فرمود : بار خدايا آنها را خوب شماره كن و تا آخرين كس بكش و يك نفر آنها را وانگذار و هرگز از آنها مگذر ، صبر كنيد اى عموزادگانم ، صبر كنيد اى خاندانم ، پس از امروز هرگز خوارى نخواهيد ديد . [ رمز 70 ] ظاهراً مقصود همان شهداء خاندان است كه پس از شهادت ، به كرامت مقامات بلند آخرت فائز مىشوند و ديگر خوارى و پستى نخواهند ديد . ( 2 ) گويم : مرا خوش آيد كه در اينجا نوحهء سيد حيدر را دربارهء اين مظلوم بسرايم : جان داد ولى چه هاشميين گرديد شهيد تير و شمشير بر بستر اگر نمرد يل را مرگ است همى به بالش تير اندر بر تيغ خويش جان داد تيغ است دليل صدق هر شير ( 3 ) در آن زيارت طولانى كه سيّد مرتضى علم الهدى براى او خوانده است گفته :