اجازه داد و به ميدان رفت و اشكش روان بود و مىسرود :
گر نشناسيدم منم زاد حسن سبط نبى مصطفاى مؤتمن عمو حسينم چون اسير مرتهن در مردمى باران مياشان در وطن جنگ سختى كرد و با كودكى ، سى و پنج مرد را كشت .
[ رمز 68 ] جانبازى در راه حق كه جهاد استماته و اظهار از خودگذشتگى است ، از جهاد غلبه جدا است و احكام آنها تفاوت دارد ؛ جهاد غلبه بر مكلفين واجب است و از كودكان ساقط است و شركت كودكان در آن مشروع نيست ، ولى جهاد استماته روى مصالحى كه بر آن مترتب است شامل از خود گذشتگان راه حق مىشود و اختصاص به آنها دارد كه مانند پروانه ، خود را در آتش عشق به حقيقت مىسوزند و شايد نكتهء اينكه امام در اول بار از اجازهء جنگ به حضرت قاسم خوددارى كرد اين بود كه هنوز مقام مصلحين را واجد نبوده و در اين مدتى كه به آستان عمويش حسين ( ع ) اظهار شوق كرده بدان ارتقاء يافته زيرا نيل به هدف در طىّ مقام سلوك آنى است و كسى كه راه بسيار دورى طى كرده در آخرين مراحل با برداشتن يك قدم به مقصد مىرسد .
نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 404
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٤٠٤