تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
« السلام على القاسم بن الحسن بن على و رحمة اللَّه و بركاته ، السلام عليك يا بن حبيب اللَّه ، السلام عليك يا بن ريحانة رسول اللَّه ، السلام عليك من حبيب لم يقض من الدنيا وطراً و لم يشف من اعداء اللَّه صدراً حتى عاجله الأجل و فاته الأمل ، فهنيئاً لك يا حبيب حبيب رسول اللَّه ، ما اسعد جدّك و أفخر مجدك و أحسن منقلبك » . ( 1 ) 9 - در « بحار » گويد : پيش از كشته شدن قاسم ، عبد اللَّه بن حسن كه او را اول ياد كرديم به ميدان رفت ولى اصح آن است كه پس از قاسم به ميدان رفت و مىگفت :
گر ندانيم منم فرزند حيدر * شير بيشه هستم و ضرغام نر بهر دشمن ريشه كن چون باد صرصر
دوازده كس را كشت و هانى بن ثبيت حضرمى او را شهيد كرد و رويش سياه شد ؛ ابو الفرج از امام پنجم روايت كرده كه : حرملة بن كاهل اسدى او را كشت و مقتل او در ضمن شهادت حسين بيايد . ( 2 )

10 - أبو بكر بن حسن بن على بن ابى طالب ( ع )

مادرش امّ ولد است و همان مادر قاسم است ؛ ابو الفرج از مدائنى به سند خود ، از ابى مخنف ، از سليمان بن راشد نقل كرده كه : عبد اللَّه بن عقبه غنوى او را كشت . و در حديث عمير و ابن شمر از امام پنجم ( ع ) است كه : عقبهء غنوى او را كشته ، و سليمان بن قبه در شعر خود او را ياد كرده است :