و با شمشير او را پاره پاره كردند :
اگر تيغ هندى تنش را بخورد تن راد مردان خوراك وى است ( 1 ) در « مناقب » است كه : مرة بن منقذ عبدى به ناگهانى نيزهاى بر پشت او زد و او را شمشير باران كردند ؛ ابو الفرج گويد : پياپى حمله مىكرد تا تيرى به گلوگاه او زدند و گلويش دريد و در خون غوطهور گرديد و فرياد كشيد : پدر جان ، عليك السلام اين جدّم رسول خدا است كه گويد : زود بيا ، و نالهاى كرد كه جان داد .
( 2 ) سيد ( ره ) گويد : حسين بالينش آمد و گونه بر گونهاش نهاد ( ط ح ) ؛ حميد بن مسلم گويد : روز عاشوراء به گوش خود شنيدم كه حسين مىفرمود : اى پسر جانم ، خدا بكشد مردمى را كه كشتند تو را چه اندازه بر خداى بخشاينده و بر هتك حرمت رسول جرأت دارند ؟ ( د ) سيل اشك روان كرد و گفت : پس از تو اف بر دنيا ؛ در « روضة الصفا » است كه حسين بر بالين او بلند گريست و تا آن زمان كسى گريهاش را نشنيده بود [ 1 ] ؛ گويم : در اينجا خوش دارم اشعار ابى تمام را ضرب المثل آرم :
هامش
عقابى ديد ناگه پر شكسته * على افتاده زين از هم گسسته
سرى بىافسر و فرقى دريده * به جانان بسته جان از خود بريده[ 1 ] طريحى روايت كرده كه : چون على بن الحسين در دشت كربلا كشته شد ، حسين ( ع ) با جبه و كسا و عمامهاى كه دو گوشه از آن آويزان بود ، بالين او رفت و به او گفت : اما تو اى پسر عزيزم از گرفتارى و غم دنيا راحت شدى و من هم شتابان به تو مىپيوندم .