تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 393

مساهمون:

ص٣٩٣
( 1 ) ( ط ج ف ) شيخ مفيد ( ره ) گفته : زينب ، خواهر حسين ( ع ) مىشتافت و فرياد مىكرد : واى برادرم ، واى برادرزاده‌ام ، و آمد تا خود را روى نعش على اكبر انداخت ، حسين ( ع ) سر او را برداشت و او را به خيمه برگردانيد و به جوانانش گفت : برادر خود را برداريد ( ط ج ) او را از قتلگاهش برداشتند و آوردند و جلوى خيمه‌اى كه برابر آن مىجنگيدند ، گذاشتند . [ رمز 65 ] شايد سبب آمدن مخدره زينب ( ع ) بر سر نعش على براى دلدارى و تسلى و حفظ امام ( ع ) بوده است و گويا حضرت ، بالين على ديرى پائيده و زينب را نگران كرده كه مبادا بالين نعش او دق كرده باشد و شايد هم از كثرت محبت به على اكبر بوده و به مناسبت علاقهء مفرط زنان حرم به او ، حضرت دستور داد نعش او را به خيمه‌ها آوردند كه در دسترس آنها باشد . ( 2 ) كلمات علماء در اول شهيد از اهل بيت اختلاف دارد ، بعضى على اكبر را اول شهيد دانند و برخى عبد اللَّه بن مسلم بن عقيل را ، و ما به موافقت طبرى و جزرى و اصبهانى و دينورى و شيخ مفيد و سيد بن طاوس و ديگران ، على اكبر را اول شهيد نوشتيم و زيارت شامل نام شهداء هم بر آن دلالت دارد : « السلام عليك يا اول قتيل من نسل خير خليل » و آنچه شيخ نجم الدين بن نما گفته كه كمى از اهل بيت زنده بودند كه على اكبر به ميدان رفت ، ضعيف است و شايد مقصودش با