كن تلاش راحتى اى جان جان در تلاش خير باش اندر جهان سپس حمله كرد و سخت جنگيد تا كشته شد ( ره ) . ( 1 ) بعد از او عمير بن عبد اللَّه مذحجى به ميدان رفت و اين رجز را سرود :
بنى سعد و مذحج بدانند من بجنگم يكى شير پولادتن به تيغ افكنم من سر آهنين يلان را كشانم به روى زمين كنم طعمهء گرگ و كفتار لنگ و به جنگ ادامه داد تا مسلم ضبابى و عبد اللَّه بجلى او را كشتند . بعد از او مسلم بن عوسجه رفت كه جريان حال او گذشت . ( 2 ) بعد از او عبد الرحمن يزنى به ميدان رفت و مىسرود :
من زادهء عبد اللَّه و از آل يزن در دين حسين باشم و دين حسن شمشير زنم چون جوانى ز يمن اميد به درگاه خداى ذو المن ( 3 ) بعد از او يحيى بن سليم مازنى به ميدان رفت و مىسرود :
بر اين لشكر زنم يك ضرب كارى يگانه ضربت دشمن شكارى نه زان درمانده نه ترديد دارم كه جز مردن ندارم انتظارى
نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 363
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٣٦٣