تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
راند به زبان دشمن و بر خيل عدو تازد فردوس برين فردا اميد از او دارد ( 1 ) سپس كشته شد ( رضوان اللَّه عليه ) ؛ ( ف ) بيست و پنج مرد را كشت و سپس كشته شد ، حسين ( ع ) بر بالينش ايستاد و فرمود : بار خدايا رويش سپيد و بويش خوش فرما و با نيكانش محشور دار و با محمدش معروف فرما ؛ از امام باقر ( ع ) روايت شده كه مردم به دشت كربلا مىآمدند و كشتگان را به خاك مىسپردند ، پس از ده روز جنازهء جون را يافتند كه بوى مشك را از آن ساطع بود ( رضوان اللَّه عليه ) . [ رمز 59 ] شركت بندگان سياه در سعادت شهادت و فوز به مقام بزرگ همراهى ابى عبد اللَّه نشانهء عموميت دعوت اسلام و شمول تربيت قرآن است و چنانچه پيغمبر اين افتخار را دارد كه من بر همه نوع بشر از سياه و سفيد مبعوثم ؛ حسين ( ع ) هم كه براى زنده كردن شريعت او قيام كرده از همهء طوائفى كه تا آن روز در محيط اسلام بوده‌اند و دعوت اسلام در آنها نفوذ داشته فدائى با خود داشته است و با اين پيش‌آمد معلوم شده است كه همهء اجناس و انواع بشرى در پرتو تربيت و پرورش اسلامى به بالاترين مقامات انسانيت مىرسند و به درجهء مصلحين و رهبران فداكارى كه جان خود را در راه دين و صلاح بشريت نثار مىكنند ترقى مىنمايند ، براى همين است كه سياه و سفيد و عجم و عرب و ترك و آقا و بنده و