تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
امروز جزاى تو است احسان بر آنچه گذشته كرده‌اى هان در لوح نوشته نزد ديّان آرام كه زنده مىدهد جان از صبر برى امان به پايان اى معشر ازد و خيل قحطان سپس جنگيد تا كشته شد ( ره ) ؛ ( 1 ) در « مناقب » است كه سپس پسرش خالد به ميدان رفت و سرود : صبرى به مردن ، زادگان قحطان تا به كف آريد رضاى رحمن با مجد و عزت همرديف برهان زى برترى و طول و احسان جان پدر رفتى به سوى جنان در كاخ ازد نيك و سخت بنيان سپس پيش رفت و جنگيد تا كشته شد . ( 2 ) بعد از او سعد بن حنظلهء تميمى به ميدان رفت كه از اعيان لشكر حسين ( ع ) بود و مىسرود : صبر كن در زير شمشير و سنان صبر كن بر آن درآئى در جنان در بر سيمين بران از حوريان هر كه فوز نغز خواهد بىگمان