مىفرمود : بار خدايا تير زدنش را محكم كن و ثوابش را بهشت بده ، چون همهء تيرها را انداخت برخاست و گفت : از آنها پنج تير فرو افتاد و آنچه فهميدم پنج تن را كشتم و او جزو دستهء اول كشته شد و در آن روز اين رجز را مىسرود :
منم يزيد و پدرم مهاصر اشجعم از شير به بيشه حاضر بر طاغيان نيزه زنم چه ماهر پروردگارا مر حسين را ناصر از ابن سعدم تارك و مهاجر در دست من شمشير تيز دلدر يزيد بن مهاصر با ابن سعد از كوفه به كربلا آمد و چون پيشنهادهاى حسين ( ع ) را همه رد كردند ، به حسين ( ع ) گرائيد و به همراه او جنگيد تا كشته شد ( ره ) .
( 1 )
كشته شدن دسته جمعى عدّهاى از ياران حسين ( ع )
صيداوى ، عمر بن خالد ، جابر بن حارث سلمانى ، سعد مولى عمر بن خالد و مجمع بن عبد اللَّه عائذى در آغاز يورش كردند و با شمشير كشيده خود را ميان لشكر كوفه انداختند و لشكر دور آنها را گرفتند و رابطهء آنها را بريدند ، عباس بن على به كمك آنها شتافت و آنها را از محاصره نجات داد و بيرون آورد و بار ديگر دشمن به آنها نزديك شد ، در اين دفعه يورش كردند و جنگيدند تا يك جا كشته شدند .