تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
شمشيرى كه ما به دست شما داديم به روى ما كشيديد و آتشى كه به جان دشمن خود و شما افروختيم بر ما افكنديد ، دست دشمن خود شديد تا بر سر دوست خود بزنيد ، دشمنانى كه دادى نه براى شما گستردند و نه آرمانى براى شما برآورند ، هلا صد واى بر شما ، ما را رها كرديد ! ! با آنكه هنوز شمشير در غلاف است و دلها آرام و رأى صواب روشن و بىاشتباه ، آرى چون ملخ دريائى سوى جنگ پرش كرديد و چون پروانه بر آن پياپى باريديد ، كوبيده و پايمال باشيد ، اى كنيزپرستان و از حزب راندگان و قرآن دوراندازان و سخنهاى حق وارونه‌سازان و پايه‌اى گناهان و پغهاى شيطان و قانون‌شكنان ، آيا اينان را ياريد و ما را واگذاريد ؟ ! آرى اين شيوهء پيمان‌شكنى ديرين شما است كه پدران شما بر آن ريشه كردند و شاخه‌ها بر آن فراز آمد و شما ميوهء پليد و ناگوار آنيد كه براى پايندهء خود گلوگير است و براى به زور رباينده گوارا ، هلا به ناحق پيوسته‌اى زاده به ناحق پيوسته ديگر مرا ميان شمشير خوردن و خوارى كشيدن واداشته ، دور باد از ما خوارى ، خدا و رسول و دامنهاى پاك و پاكيزه و سرفرازى و ياور آن را براى ما نپسندد » . [ رمز 48 ] حسين ( ع ) اهل كوفه را كه تا امام كشى به جنايت كشيده شدند ، به هفت نكوهش ياد كرده است :