سى هزار لشكر خونخوار را خاموش كند و صحنهء اين جنگ رستاخيرمنش را به عرصهء يك مسجد آرام و مؤدب يا مجلس وعظ و خطابه تبديل كند و حقيقت را آشكار سازد و چون پيغمبرى بر ارواح پليد اين همه ماجراجو مسلط گردد و سرانجام شوم عمر بن سعد را براى او روشن كند و پيشگوئى نمايد ولى نكتهء گمراهى اين مردم بدبخت را آشكارا به گوش آنها رسانيد ، فرمود : آن قدر مال حرام در شكم خود انباشتهايد كه نفس جان شما قطع شده و دل شما مرده و نيروى فهم از شما رفته است و در شمار همان مردگانيد كه آهنگ روحبخش اسلام هم در آنها تأثير نداشت و آنها را نجات نداد و براى آخرين بار سخنرانى آتشبار خود را ايراد كرد و حقيقت حال آنها را روشن ساخت و آنچه از نفرين و نكوهش كه بايست بودند به آنها گفت و اين آخر سخنرانى حسين ( ع ) است .
( 1 )
سخنرانى حسين ( ع ) براى اهل كوفه
حسين ( ع ) سوار بر شتر يا اسب خود شد و آنها را به خاموشى واداشت و خدا را سپاس گفت و ستايش نمود و چنانچه شايستهء او است ياد كرد و بر فرشتگان و انبياء و رسل صلوات فرستاد و شيوا سخن گفت و سپس فرمود :
« اى گروه ، تار و مار و غمگسار شويد كه از سرگردانى مرا به فريادرسى خوانديد و ما يورشكنان به دادخواهى شما آمديم و اكنون