تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
مىشود كه شبث يك مرد روحانى و مسجددارى در كوفه به حساب بوده است . ( 1 ) ( دط ) ابن زياد به عمر بن سعد نوشت : « اما بعد ، آب را بر حسين و اصحابش ببند و قطره‌اى آب ننوشند چنانچه با عثمان بن عفان عمل شد » . عمر بن سعد فوراً عمرو بن حجاج را با پانصد سوار فرستاد ، شريعهء فرات را محاصره كردند و آب را از حسين ( ع ) و اصحابش غدغن نمودند و نمىگذاشتند قطره‌اى از آن ببرند و اين حادثه سه روز پيش از شهادت حسين ( ع ) بود ( ط ) و عبيد الله بن ابى حصين ازدى كه در شمار دفتر بجيله ثبت بود ( د ) به آواز بلند گفت : اى حسين ، به آب بنگرى كه چون آسمان است ؟ به خدا از آن قطره‌اى نچشى تا از تشنگى بميرى ، حسين ( ع ) فرمود : بار خدايا او را از تشنگى بكش و هرگز او را نيامرز ؛ حميد بن مسلم گويد : به خدا پس از آن او را در بيماريش عيادت كردم ، بدان خدا كه جز او معبودى نيست ، آب مىنوشد تا به گلويش مىرسد و قى مىكند و فرياد العطش مىكشد و باز آب مىنوشد تا به گلويش مىرسد و سيراب نمىشود ، به همين حال بود تا جانش درآمد .
نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 266 | الشيخ عباس القمي / محمد باقر كمره اى