« اما بعد ، حسين به عراق آيد و او زادهء فاطمه و فاطمه دختر رسول خدا است ، مبادا با او بدرفتارى كنى كه براى خود و قوم خود در دنيا شورشىانگيزى كه جلوى آن را نتوان گرفت و تا دنيا برپا است خاصه و عامه هرگز آن را فراموش نكنند » .
ابن زياد به نامهء وليد اعتنا نكرد .
[ رمز 28 ] مردان متفكر خود بنى اميه هم مىدانستند كه با نيروى شگرف خود به آسانى مىتوانند حسين بن على ( ع ) را دستخوش ستم سازند ولى اين ستمكارى بسيار سرانجام شومى خواهد داشت و مانند خونهاى ناحق بسيارى كه ريختند و پايمال كردند نمىتوانند اين خون را پايمال كنند و از عهدهء آن برآيند . وليد بن عتبه به خوبى اين حقيقت را درك كرده بود و حقّ نصيحت را به جاى آورد و اعلام خطر كرد و پيشگوئى او به حقيقت پيوست .
هنوز چند روزى از شهادت امام مظلوم نگذشته بود كه ستونهاى حكومت بنى اميه به لرزه آمد و خود يزيد هم درك كرد و اظهار پشيمانى نمود .
( 1 ) رياشى به سند خود از راوى نقل كرده كه : من به حج مىرفتم ، از رفيقان خود كناره كردم ، به راه تنهائى رنج مىبردم ، در اين ميان كه مىرفتم چشمم به خيمه و
نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 221
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٢٢١