تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
و امير الحاج بود و به همين جهت بود كه هر كس از حركت او مطلع مىشد تعجب مىكرد و كسانى كه از او سبب مىپرسيدند ترس از جان را در جواب آنان بيان مىكرد و از نظر سياسى چون زمينهء شورش كوفيان و تماس آنها با آن حضرت كم و بيش براى يزيد معلوم بود و حركت آن حضرت به سمت عراق در حكم قيام او بر عليه حكومت وقت بود و مىخواست به هرطور شده از آن جلوگيرى كند ، مقدمات اين كار هم آماده بود و عمرو بن سعيد به عنوان حاكم جديد مكه با قشونى فراوان ، خود را به مكه رسانيده بود و در اين باره مأموريت خصوصى داشت ؛ با اين وضع حركت حسين ( ع ) هم بسيار محرمانه بوده كه حتى محمد بن حنفيه هم از آن اطلاع درستى نداشته و هم بسيار با شهامت و بىباك انجام شده و هم در عين حال معجزه‌آسا بوده كه انبوه اجتماع حج و نيروى جرّار حكومت با همهء تلاشى كه كرده نتوانسته از آن جلوگيرى كند . ( 1 ) چون حسين ( ع ) از مكه بيرون آمد ، يحيى بن سعيد بن عاص و جمعى كه عمرو بن سعيد فرستاده بود سر راه بر آن حضرت گرفتند و گفتند : كجا مىروى ؟ برگرد ؛ از آنها سرباز زد و گذشت و ميان آنها ستيزه شد و دست به تازيانه بردند و حسين ( ع ) و يارانش به خوبى جلوى آنها را گرفتند . ( 2 ) در « عقد الفريد » گويد : چون خبر خروج حسين ( ع ) به عمرو بن سعيد رسيد گفت : هر شترى ميان آسمان و زمين است سوار شويد و او را تعقيب كنيد ، مردم از اين گفتارش در
نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 217 | الشيخ عباس القمي / محمد باقر كمره اى