تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفس المهموم ( در كربلا چه گذشت ) ( فارسي ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
( 1 ) ابن اثير در « كامل » گويد : حسن بصرى مىگفت : معاويه چهار خصلت داشت كه هر يك از آنها هلاك‌كننده است : 1 - به زور شمشير خود را بر اين امت تحميل كرد ، و رأى براى خلافت خود نخواست ، با آنكه بقاياى اصحاب پيغمبر ( ص ) و صاحبان فضل وجود داشتند . 2 - پسر مست مىخوار ابريشم‌پوش و طنبور زن خود را جانشين كرد . 3 - زياد را برادر خود خواند با آنكه رسول خدا ( ص ) فرمود : فرزند از آن شوهر زن است كه صاحب فراش است و از آن زانى سنگ است . 4 - حجر و يارانش را كشت ، واى بر او از حجر و يارانش . گفته‌اند كه مردم مىگفتند : اول خوارى كوفه مرگ حسن بن على ( ع ) و كشتن حجر و به خود بستن زياد بود . هند دختر زيد انصارى كه شيعه مسلك بود اين نوحه را براى حجر سرود :
اى ماه تابان بالا برو هان * بنگر كه بينى حجرم خرامان
تا آخر اشعار . ( 2 ) در كشتن حجر وجه ديگرى گفته‌اند كه : زياد روز جمعه‌اى خطبه را دراز خواند و نماز را پس انداخت ، حجر بن عدى فرياد « الصلاة » كشيد و او خطبه را ادامه داد و باز حجر بن عدى « الصلاة » گفت ، او خطبه مىخواند ، حجر از فوت نماز جمعه ترسيد و مشتى ريگ برداشت و به نماز ايستاد و مردم با او به نماز ايستادند ، زياد كه چنين ديد ، فرود آمد و با مردم نماز خواند و به معاويه نوشت و بر آن افزود ، معاويه نوشت او را به زنجير كشد و براى او بفرستد ، چون خواست او را بگيرد ، قبيله‌اش قيام كردند تا از او دفاع كنند ، حجر گفت : نه سمعاً و طاعة ؛ او