مبهم بوده و بدون دليل به نظر مىرسد بر پايه و اساس محكمى استوار بوده و هميشه مبتنى بر مشاهده و تجربه و عمل بوده است و به همين دليل است كه هيچگاه مرور زمان نمىتواند آنها را از بين ببرد ) مثلا شما در صفحهء 1505 كتاب
Dorvault
چاپ 1945 مىبينيد نوشته است : پياز عنصل
( scille )
داراى مواد عاملهء متعددى است كه خواص تراپوتيكى قوى دارند ، يكى از حلالهاى اين مواد سركه است و بهترين نسبت سركه و آب براى اينكه اين مواد عامله به حد اكثر در حلال خود حل شوند نسبت 10 در 100 است و باينترتيب سركهء عنصل
( Le vinaigre de scille )
درست مىشود كه براى تهيهء سكنجبين عنصلى
( Oxymel scillitique )
به كار مىرود و مقدار خوراك آن از 5 الى 50 گرم است و آنگاه در كليهء كتب طب قديم مىبينيم عينا به همين ترتيب پياز عنصل را در سركه بسيار تند به نسبت 10 در 100 مدت سه شبانهروز خيسانده و سركهء عنصل تهيه مىكنند و از آن سكنجبين عنصلى مىسازند كه مقدار خوراك آن حد اكثر تا 10 مثقال يعنى همان 50 گرم است . اروپائيان پياز عنصل را به نسبتهاى مختلف در سركه خيسانده و هر دفعه مواد عاملهء محلول در آن را با تجزيههاى دقيق شيميائى اندازه گرفتهاند و بهترين نسبت را 10 در 100 يافتهاند ولى حكماى قديم چگونه اين نسبت را پيدا كردهاند ؟