آيا چنين مسئلهء را در خواب ديدهاند و يا از عالم غيب به آنها الهام شده است ؟ . اين قبيل مسائل به نظر ما جزئى و بىاهميت جلوه مىكند ولى اگر فرض كنيم علوم قديمه و جديده به كلى معدوم شود و هيچگونه راهنماى علمى در دست ما نباشد و آنگاه بخواهيم پياز عنصل را مثلا بعنوان دارو به كار بريم آنوقت متوجه خواهيم شد كه مسئله تا چه اندازه دشوار بوده و وضع يك قانون علمى يا صدور يك دستور داروئى كه مرور زمان و پيشرفت علوم به هيچ وجه نتواند در آن تغييراتى بدهد چقدر مشگل است .
نمونهء دوم [ در كليات علم تشريح ]
- كه معرف احاطه و تسلط و وسعت معلومات حكماى قديم در علم تشريح مىباشد - حكماى قديم در هر قسمت از فصول و ابواب علم تشريح پس از شرح جزئيات بكليات مىپرداختند . امروزه نيز اين كليات در مباحث مختلفهء علم تشريح در كتب جديد ديده مىشود و بسيارى از آنها مسلما اقتباس از قدما است كه طى قرون متواليه نسلا بعد نسل در كتب كلاسيك محفوظ مانده و قوت و استحكام علمى خود را از دست نداده است . فايدهء ذكر كليات يكى اينست كه براى خواننده وسعت نظر و احاطه و تسلط نسبت به آن علم ايجاد مىشود ؛ ديگر اينكه بواسطهء تكرار بعضى قضاياى جزئى