عضلههائى كه نزديك مهرهء پشت است حركت آن بر خلاف حركت ليفهائى است كه نزديك سر پهلوها است « 1 » ، چه ليفهاى عضلههاى بيرونى هرچه نزديك مهرهء پشت است بسط كند و ليفهاى همين عضلهها آنچه نزديك سر پهلوها است قبض كند و ليفهاى عضلههاى زندرونين هرچه نزديك مهرهء پشت است قبض كند و ليفهاى همين عضلهها هرچه نزديك سر پهلوها است بسط كند و چون كار ليفهاى سر پهلو و ليفهاى بن پهلو مخالف يكديگر است دانسته آمد كه عضلهء بن پهلو ديگر است و عضلهء سر پهلو ديگر پس واجب كند كه اندر ميان هر پهلو چهار عضله است پس عضلههاى پهلوها هشتاد و هشت گردد . »
ملاحظه مىفرمائيد كه اولا عضلات مياندندهء خارجى را شهيقى و داخلى را زفيرى مىداند ثانيا بين عضلات ميان دندهء كه مجاور مهرههاى پشت است با آنچه نزديك عظم قص و غضاريف دندهايست از لحاظ تشريحى فرق مىگذارد و ثالثا عمل عضلات مياندندهء واقع در قسمتهاى جلو را مخالف عمل عضلاتى كه در قسمتهاى عقب است مىداند و بالاخره حقايقى را بيان مىدارد كه پس از هزار سال هنوز به قوت خود
هامش
( 1 ) - سر پهلوها يعنى سردندهها آنجائى است كه دنده به عظم قص( Sternum )بوسيلهء غضروفها متصل مىباشد .