سازمان بهداشت جهانى ( شمارهء دوم مجلهء
Who chronicle
فوريهء 1973 ) در باب مرگ و مير بيماران بر اثر تجويز داروهاى متعدد و متنوع ، معلول همين اشباع شدن بدن بيماران از سموم دارويى بوده است ، زيرا به نوشتهء او تمام داروهايى كه سبب مرگ اين بيماران شده بود ، از زمرهء داروهاى متداول و معمولى به شمار مىرفت ، نه داروهاى خطرناك . براى مرگ اين بيماران ، جز اشباع شدن بدن از سموم دارويى و بىكفايتى كبد و كليه در خنثى كردن و دفع سموم از بدن ، هيچ دليلى ديگر نمىتوان اقامه كرد . اما چون به تأثير سودمند و درمانبخش داروها اعتقادى و ايمانى عجيب و غريب دارند ، در مخيلهء هيچيك از آنان خطور نمىكند كه بايد گاه بگاه داروها را بيك سو نهاد و صلاى صلح و آرامش دارويى در داد تا با تجويز داروهاى متنوع و متعدد ديگر به منظور رفع آن اختلالات وخيم ، بر وخامت مرض نيفزايند و مرگ بيماران را سبب نشوند . بههرحال در قسمتى از مقالهء فريبل چنين آمده است :
« نتيجهء بررسى در كشور كانادا نشان داد كه از مجموع 67 مورد مرگ بيماران ، يك چهارم آن به علت بروز عوارض بد داروها بوده است . اين بررسى در بهترين بيمارستانهاى جهان مانند بيمارستان جان هاپكينز « 27 » به عمل آمده است كه پزشكان آن معمولا به مسئوليت داروشناسى خود توجه فراوان دارند . آمار تلفات فوق به اين نوع بيمارستانها مربوط است و بطور يقين مرگومير اينگونه بيماران در بيمارستانهاى ديگر كه معمولا پزشك مسئوليت كمترى احساس مىكند به مراتب زيادتر است . »
از اين موحشتر و تكاندهندهتر ، مطلبى بود كه شرح آن قبلا از كتاب طب داخلى هاريسون نقل و خاطرنشان شد كه بههرحال تقريبا يك ميليون تن به علت عوارض ناشى از داروها در بيمارستانهاى آمريكا بسترى مىشوند و از اين جمع سالانه در حدود يكصد هزار تن جان خود را از دست مىدهند . در اينجا بايد پرسيد :
آيا كسانى كه بدنشان از سموم دارويى لبريز و ممتلى شده است به اختلالاتى وخيم دچار گرديدهاند كه پزشك را توان و قدرت آن نيست تا آنان را بطور سرپايى درمان كند و بناگزير در بيمارستانشان بسترى كند ؟ آيا باز بايد آنان را براى درمان آن اختلالات وخيم به مسلسل دارو بست و عدهاى را به ديار نيستى فرستاد ؟ آيا طبق مشاهدات دقيق بالينى آن سه تن استاد پزشكى فرانسه ، اگر صلح دارويى برقرار سازند و كليهء داروها را در مورد لااقل تعدادى از آن يك ميليون تن بيمار كه كبد و كليههايشان از تجمع داروها و عوارض ناشى از آنها مسموم شده و به خنثى كردن و دفع سموم قادر نيست قطع كنند ، عدهاى از آن يكصد هزار تن كه معمولا هر سال تلف مىشوند ، نجات خواهند يافت ؟ مىدانيد چرا اين كار را نمىكنند ؟ تنها و تنها به دليل
هامش
( 27 ) .John Hopkins .