عدم تحمل ايجاد كند . حتى داروهاى ضد حساسيت مانند آنتىهيستامى نيكها نيز مىتواند آلرژى پديد آورد .
در پايان بايد گفت دارويى كه يك بار از خود معجزهاى نشان داده و دردى را درمان كرده باشد ممكن است دربارهاى ديگر بىخاصيت و بىاثر شود و عدم تحمل ايجاد كند . اينجاست كه پيوسته لزوم قطع درمان و احتراز از معالجات طولانى احساس مىشود .
نتيجه - با توجه به آنچه ياد شد ، چهارچوب « قطع درمان » محدود و مشخص گرديد . پزشك نه مىتواند به گونهاى افراطآميز اين چهارچوب را وسعت بخشد و به همهء موارد تعميم دهد و نه آنكه ارزش آن را كوچك شمارد . اين قطع درمان به علت استراحت بدن ، بعنوان يك راه حل موقت ، انتخاب مىشود .
قطع درمان به معناى تسليم پزشك به بيمارى نيست زيرا نتيجه نهايى آن بهبود بيمار است . تازه اگر تسليم تلقى گردد هرگاه ضرورى باشد چه زيان دارد ؟ اگر دارو نتيجه ندهد چرا پزشك بايد آن را به كار برد ؟ چرا بايد رنج و درد بيمارى را زياد كرد به هنگامى كه پزشك ديگر به درمان او اميدى ندارد ؟ به هنگامى كه درمانى براى بيمار رنجخيز و محنتانگيز است و پزشك نيز نتيجهء مثبت از آن انتظار ندارد ، چرا نبايد به كنار گذاشته شود ؟ اين نه تنها عجز و شكست و تسليم برابر بيمارى نيست بلكه وجهى ساده از بشردوستى و انساننوازى و عين همان رفتارى است كه ما در مورد خويشان و بستگان خود روا مىداريم و به كار مىبريم .
اين بود شرح حال شش بيمارى كه به علت درمان با داروهاى موجود به وضعى خطرناك دچار شده بودند و آن سه استاد پزشكى فرانسه با قطع كليه داروها آنان را از مرگ نجات دادند و تندرستى را به آنان بازگرداندند . اينك توجه خوانندگان را به شرح و تفسيرى بسيار مهم در همين زمينه ، جلب مىكنيم :
شرح و تفسير - از گفتار آن سه تن استاد پزشكى فرانسه دو مطلب آشكار مىشود :
يكى اينكه قطع كليهء داروها از آن شش تن بيمار و جلوگيرى از وخامت مرض و مرگشان وجه و مورد استعمالى خاص دارد كه نبايد از نظر دور داشت و آن هنگامى است كه بدن از سموم داروها ممتلى و اشباع گرديده و اعضاء خنثىكننده و دفعسازندهء سموم ، بويژه كبد و كليه ، به فتور و سستى گرائيده باشد و ديگر به انجام وظيفه و تكليف طبيعى و فيزيولژيكى خود قادر نيست . پس اين قطع داروها را نمىتوان در همهء موارد تعميم داد ، بعبارت ديگر ، اگر كسى سابقهء بيمارى ندارد و نخستين بار به عارضهاى گرفتار شده است بايد به او دارو داد و او را درمان كرد .
دو ديگر اينكه شرح حال اين شش تن بيمار كه حتى داروهاى ساده و بسيار كمضرر را هم نتوانستند تحمل كنند ، ثابت مىكند كه گزارش فريبل سرپرست امور دارو در
دارو مسئله پزشكى قرن ( فارسى ) — صفحة 77
مساهمون: سيد جلال مصطفوى كاشانى
ص٧٧