« انديشهء عميق » « 21 » را گرفته است و داروها را بىتأمل و دقت تجويز مىكنند ، در اين كار نادرست ، بيماران نيز سهيم هستند . امروزه معتقدند كه بايد كارها را با شتاب و بسرعت انجام داد و با شدت و قوت عمل كرد ، بنابراين بايد داروهاى شديد الاثر و قوى العمل به كار برد . اگر درمان بيمار اندكى به طول انجامد ، پزشك ناچار است داروها را چندين بار در هفته تغيير دهد . و گرنه ، بيمار به پزشك ديگر رود . ازاينرو پزشك چارهاى ندارد مگر آنكه به داروهاى قبلى چند قلم ديگر بيفزايد . در آخر كار ، قطرهها و قرصها و شيافها و آمپولهاى تزريقى مجموعهاى را تشكيل دهد كه آثار خطرناك آنها از خود بيمارى و عوارض آن خطرناكتر است . در چنين وضعى كه بدن از سموم دارويى لبريز و انباشته و ممتلى و اشباع شده و اندامهاى خنثىكننده و دافع سموم در انجام وظايف عاجز و قاصر و درمانده و ناتوان است ، بر شدت و وخامت بيمارى خواهد افزود و در بعضى موارد مرگ را به همراه خواهد داشت .
استادان مزبور شرح حال چند بيمارى را كه هرگونه دارو و درمانشان را قطع كرده بودند در
Presse Medicale 1960 t . LXV lll no . 41 1531
نوشتند و منتشر كردند . چون مطالعهء آنها براى كليهء پزشكان آموزنده و عبرتانگيز است در زير نقل مىشود :
بيمار نخست - كودك 18 ماههاى به بيمارى سرخك مبتلا شد ، خشكناى آماس ( التهاب قصبة الريه ) هم بر آن بيفزود . كودك با وجود زرق تركيبى از پنىسيلين و استرپتوميسين 39 درجه تب داشت ، كلرامفنيكول هم مؤثر نيفتاد . پزشك معالج تراميسين و پس از آن رواميسين و سپس اريتروميسين تجويز كرد . وضع بيمار فاجعهبار گرديد و با تشخيص آماس مغز و پاشامههاى مغزى سرخكى ( مننژ و آنسفاليت سرخكى « 22 » ) و حال عمومى بد و تب 40 درجه به ما سپرده شد . قطع همه داروها و انداختن فقط چند ضماد آرد بزرگ پس از 48 ساعت كودك را از چنگال مرگ برهاند و به آغوش زندگى مجدد سپرد .
بيمار دوم - بانويى 65 ساله به علت ابتلا به بيمارى عفونى تحت درمان قرار گرفت .
به او بسبب تظاهرات سياهرگ آماس و شبه انفاركتوس « 23 » پنىسيلين و اريتروميسين زرق شد . حالش بهبود يافت ، اما چند روز بعد تب از نو ظاهر شد و در هضم غذا اخلال پديدار گرديد . حال عمومى او با وجود ادامهء آنتىبيوتيكها و حتى پس از قطع همهء آنها به وخامت گرائيد . تجويز داروهاى تقويتى براى بهبود وضع عمومى نيز كارى از پيش نبرد . شكست قطعى بود . در اين حال فقط قطع هرگونه دارو بجز زرق چند آمپول عصارهء فوق كليه « 24 » پس از 48 ساعت بيمار را از وضعى فوقالعاده خطرناك بيرون آورد
هامش
( 21 ) .Pensee meditative .( 22 ) .Meningo - encephalite morbilleuse .( 23 ) .Manifestations phlebitiques et infarctoides .( 24 ) .Extraits surrenaux .