تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دارو مسئله پزشكى قرن ( فارسى ) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
مادرى را با عمل جراحى بيرون آورد و به جاى كليهء فرزند او گذاشت ، هيجانى كه از انعكاس اين حادثه در مردم پيدا شد ، همانند هيجانى بود كه پس از پا گذاشتن نخستين بشر به كرهء ماه در مردم پديد آمد . « 15 » اين استاد دانشمند در كتابى به نام « اندرز به دانشجويان بخش من » « 16 » چنين اندرز دهد : « يكى از نتايج بسيار گرانبهاى تجربيات بىاندازه زياد دربارهء درمان بيماريها اين است كه نسبت به كليهء داروها رفته‌رفته بدبين شويم . در دورانى كه همه‌گونه داروهاى قوى و مؤثر براى درمان بيماريها ساخته شده است ، از من بعيد است كه نسبت به داروها چنين بدبين باشم ، ولى وقتى مىبينم نه تنها من ، بلكه همهء مؤلفان و استادان بر همين عقيده هستند كه در اثر مصرف داروهاى كنونى فصلى تازه به بيمارىشناسى با عنوان « بيماريهايى كه پزشك مولد آنهاست » افزوده شده است به خويشتن حق مىدهم كه چنين بينديشم . يك خلبان هواپيما كه جوان و قوى بود سنگى كوچك در لگنچهء راست خود داشت كه به او توصيه كردند عمل كند . عمل جراحى بوسيلهء جراحى معروف به خوبى و در كمال سادگى انجام گرفت و پس از عمل جراحى ، براى اطمينان بيشتر ، به او آنتى بيوتيكهايى تجويز كردند . پنج روز بعد ، يكى از عوارض خطرناك آنتىبيو درمانى بروز كرد كه قولون آماس استافيلوككسى فوق حاد بود ( كوليت استافيلو كوكسيك ) كه دو روز بعد به گند خونى سپتى سمى استافيلو كوكسيكى « 17 » و سپس بپاشامه آماس چركى ( مننژيت چركى ) و بالاخره به قلب آماس حاد ( آندوكارديت ) خطرناك تبديل شد و بيمار جوان نتوانست از چنگ اين بيمارى جان برهاند و درگذشت . « 18 » زنى جوان كه جوشى خرد و ناچيز بر چهره داشت و از اين باب ناراحت بود ، به داروسازى رفت ، داروساز مرهم سولفاميد براى او تجويز كرد ، پس از مصرف آن به زودى سوداى حاد بر جاى جوش پيدا شد ، به ناچار به پزشكى رجوع كرد و وى يكى از پمادهاى اختصاصى را تجويز نمود . به سبب عدم تحمل دارو ، سودا سراسر چهره او را فراگرفت و تب و علائم يك گند ( عفونت ) ثانوى نيز بروز كرد كه كار را پيچيده‌تر و بغرنج‌تر ساخت
هامش
( 15 ) .Jean V . Manevy . Une Medicine sans malade . 1979 . p . 48 .( 16 ) .Conseils aux etudiants de mon service . 1963 . p . 66 .( 17 ) .Septicemie staphylococcique .( 18 ) . نظير چنين حادثهء خطرناك منجر به مرگ در بيمارستانهاى پاريس زياد اتفاق افتاده است و پرفسور( Pierre Huguenard )رئيس بخش رآنيماسيون بيمارستان در اين‌باره مىگويد : « اين براى ما فاجعه و مصيبتى است كه برابر چشمان خود ببينيم بيمارانى كه از نظر فنى شفا يافته‌اند از گند خوبى بميرند . » ( نقل از كتاب :Une Medecine sans malade .تأليف :Jean V . Manevy( چاپ 1979 صفحهء 246 . )
دارو مسئله پزشكى قرن ( فارسى ) — صفحة 71 | سيد جلال مصطفوى كاشانى