تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دارو مسئله پزشكى قرن ( فارسى ) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
و بيمار به قطع البول دچار آمد و پزشك بناگزير و با شتاب ، مخلوطى از پنىسيلين و استرپتوميسين به او تزريق كرد . شش روز بعد بر اثر استرپتوميسين التهاب هشتمين زوج از اعصاب دماغى پيدا شد ( و اين عارضه در اورميك‌ها كه آنتىبيوتيك مزبور را مصرف مىكنند ، زياد ديده مىشود ) البته زن جوان بهبود يافت اما براى همهء عمر از نعمت شنوايى محروم و گوش او به كلى كر شد . » پس از انتشار كتاب اندرز به دانشجويان پزشكى تأليف پرفسور ژان هامبورژه كه قسمتى از آن در بالا نقل شد ، نظر به اينكه پزشكان فرانسه نسبت به مقام شامخ علمى اين استاد نامدار اعتقادى راسخ داشتند گفته‌هاى وى را پذيرفتند ، ولى اين پرسش ، بىاراده و بىاختيار ، در ذهنشان مطرح شد كه براى درمان بيماران چه بايد بكنند ؟ زيرا درمانهايى كه دربارهء آن دو بيمار انجام شده و به نابودى جان يكى و كرى گوش ديگرى منجر گرديده است هر دو ، درمانهايى بود مبنى بر اصول منطقى و مطابق با موازين پزشكى كه در آنها هيچ‌گونه قصور يا تقصير و تساهل و تسامح از سوى پزشك به چشم نمىخورد . اگر اين درمانها وارد و مجاز نيست پس چه بايد كرد ؟ آيا بايد بيماران را به چنگال طبيعت رها كرد و به دنبال سرنوشت مقدر فرستاد و به درمان دردشان چاره‌اى نينديشيد ؟ يا درمانهاى ديگر وجود دارد كه بايد به آنها پرداخت ؟ و بعبارت ديگر ، آيا ضرورت دارد در درمان بيماريها كليهء دستگاه پزشكى را دگرگون كرد و مكتبى ديگر را جانشين مكتب كنونى ساخت ؟ البته در آن زمان به فكر كسى خطور نمىكرد كه جز مكتب كنونى كه نتيجه و حاصل قرنها بحث و فحص و تحقيق و تدقيق و ممارست و تجربت است و مىتوان آن را در حقيقت سير تكاملى دانش پزشكى دانست ، مكتبى ديگر نيز وجود داشته باشد . پس ازاين‌رو ، بناگزير و بناچار همان نظر نخستين را برگزيدند و بيماران را به طبيعت واگذاشتند . اتفاقا چند سال پيش از انتشار كتاب پرفسور ژان هامبورژه ، چون نظير همان خطرات و تلفات در مورد عده‌اى فراوان از بيماران پيش آمده و توجه استادان پزشكى فرانسه را جلب كرده بود ، سه تن از استادان دانشكدهء پزشكى ليون به نام‌هاى
Brun J , Kalb J - C . et Pozzetto H .
براى درمان بيمارانى كه به آنان مراجعه مىكردند و حالى خطير و وضعى وخيم داشتند و در بيمارستان بسترى مىشدند ، همهء داروها را قطع كردند و مطلقا ممنوع داشتند و عين عمل را ( صلح و آرامش كامل داروئى ) « 19 » نام گذاشتند . و براى توجيه عمل خود چنين گفتند : در پزشكان معاصر بر اثر تبليغات بسيار قوى و مؤثر آزمايشگاهها و كارخانه‌هاى داروسازى يك نوع « خودكارى بدون تفكر » « 20 » جاى
هامش
( 19 ) .La paix medicamenteuse totale .( 20 ) .Automatisme irreflechie .
دارو مسئله پزشكى قرن ( فارسى ) — صفحة 72 | سيد جلال مصطفوى كاشانى